از صفحه اینستاگرام میم. یزدانی خرم m.yazdanikhorram
یکی از راههای نابودی ایران زدن نمادهای زندهی آن بوده. کاش روزی چپهای انقلابی که در این اعدامها پشتپرده بودند پاسخی برایاش به نسلها بدهند. …
اعدامِ سپهبُد نادر جهانبانی در ۲۲ اسفند سال ۱۳۵۷ یکی از نقاطِ مبهم و تراژیک تاریخِ ماست (چه قدر تاریخِ ما از این نقاط دارد!). جهانبانی خلبانِ کارآزموده و معاون فرماندهی نیروی هوایی ارتش ایران در غروب روزِ بیستودوم بهمن ۵۷ دستگیر شد و یک ماه بعد همراه ده نظامی دیگر در میدان تیر زندان قصر مقابل جوخهی آتش قرار گرفت.
طی سالها جستوجو در تاریخ نیروی هواییمان بهندرت خلبانی را دیدهام که از وطنپرستی و مدیریت او نگفته باشد. محاکمهی او نیز در دو جلسه و عملن بدونِ هیچ جرمِ مشخصی انجام شد. محبوبیت او بین تمام اقشار نیروی هوایی غیر قابلِ وصف بود و همچنین توفیقاش در کار سازمان ورزش ایران. او یکی از مدیرانی بود که باعث شد تیم فوتبال ایران برای نخستینبار به جامجهانی صعود کند. افسر چشم سبزآبی که مادری روستبار داشت و از خاندانی قجری بود فرماندهی تیم آکروجت ایران نیز بود. هرچند برخی افسانهها دربارهی خلبانی او گفته شده (که فرزندان و دوستاناش تکذیب کردند. از جمله ردشدن از زیر پل اهواز) اما هیچ تردیدی وجود ندارد که او یک نظامی قابل بود که حذف او میتوانست چند دستاورد داشتهباشد.
جریان حزب توده و مجاهدین خلق با دو مشی متفاوت خواهانِ نابودی نیروی هوایی بودند و بیشک اعدام سپهبد پنجاه ساله و بسیار محبوب میتوانست بر شاکلهی خلبانها ضربه بزند (که زد). از سویی برخی از نفرت روسها از چند فرماندهای چون او میگفتند. نباید یادمان برود که در جنگ ظفار در عمان نیروهای ایران از جمله نیروی هوایی نقش اصلی را در نابودی چریکهایی داشتند که شوروی حمایتشان میکرد. جهانبانی با آنکه هم در شوروی، هم آمریکا دوره گذرانده بود بین مستشاران آمریکایی نیز محبوب نبود. عدم اطاعت از فرماندههان آمریکایی در برخی رخدادها او را به مردی یکه تبدیل میکند. در این شرایط عملن مرگ او که با تحریک تودهایها و عطشِ شخص خلخالی رقم میخورد. دادگاه او بینهایت ناعادلانه است. جهانبانی بهعنوان یکی از مهمترین نمادهای نیروی هوایی باید حذف میشد و چنین اتفاقی افتاد.
در چند سال گذشته پرسش دربارهی او باعث شد تا کتابی مغلوط دربارهاش از سوی ناشری دولتی منتشر شود. کتابی که تلاش کرده او را مردی متوسط و حتا نالایق نشان دهد و صرفن شهرت او را به خاطر چهرهاش بداند! اما در همان کتاب نیز نویسندهگان نتوانستند جرمی برای اعدام این مرد بیابند و این واقعیتیست مستتر در آن متن. یکی از راههای نابودی ایران زدن نمادهای زندهی آن بوده. کاش روزی چپهای انقلابی که در این اعدامها پشتپرده بودند پاسخی برایاش به نسلها بدهند.
|